ورق استیل در صنعت داروسازی

در صورت وجود این سه شرط، روایی همگرا وجود خواهد داشت. در جدول3 حروف A تا Q علائم اختصاری مؤلفههای عملیاتی 17گانة پژوهش (بهترتیب شامل: نداشتن مهارتهای فردی مدیریتی، نبودِ نگرش مثبت به برند، پوشش نادرست بیمه، رقابت ناسالم و غیرعادلانه، برگشت طو لانی سرمایه، نبود فضای مطلوب تبلیغ دارو، قیمتگذاری دستوری دارو، سیاستهای ناپایدار ارزی، فرایند نامناسب ثبت برند، نبودِ فضای فعال برندسازی، خطای کادر درمانی، پذیرش پزشک به تجویز داروی خارجی، تشابه برند، نامگذاری نامناسب برند، مقاومت و تخصیصنیافتن بهینة بودجه ، ضعف در ثبات مدیریتی، تکراری و غیرهوشمندانهبودن انتخاب نوع دارو) هستند که سه مؤلفة اصلی زمینهای، ساختاری و رفتاری را اندازهگیری میکنند. 3. پوشش نادرست بیمه، 4. نبود فضای مطلوب تبلیغ دارو، 5. قیمتگذاری دستوری دارو، 6. فرایند نامناسب ثبت برند، 7. خطای کادر درمانی، 8. پذیرش و تمایل پزشک به تجویز داروی خارجی، 9. رقابت ناسالم و غیرعادلانه و10. بهمنظور جلوگیری از رقابت ناسالم و غیرمنصفانه پیشنهاد میشود سازمانهای تصمیمگیرنده علاوهبر نظارت دقیق حمایتهای خود را از تولید داروی با کیفیت داخل بهطور جد در دستورکار قرار دهند.

برای جلوگیری از پیش آمدن ضرر های احتمالی و همچنین برای جلوگیری از به خطر افتادن جان مصرف کنندگان، مقامات بالاتر قوانینی را برای مدیریت و کنترل بهتر این مسائل تنظیم کرده اند. لذا شرکت ابوریحان را میتوان اولین کارخانه تولید کیتهای آزمایشگاهی و دیسکهای آنتیبیوگرام و هورمونهای دامی دانست که خود از افتخارات این واحد تولید محسوب میشود. گفتنی است بنابه شرایط و ویژگیهای خاصی که صنعت داروسازی نسبت به سایر صنایع دارد و بهوضوح در پیشنة پژوهش نیز به آن پرداخته شده است، برخی از مؤلفههای آسیبساز برندسازی بهخصوص در بعد زمینهای این پژوهش مختص این صنعت بوده و با پژوهش محمدیان و همکاران (1398) منطبق بوده است و در پایان، میتوان گفت نتایج آزمون یافتههای این پژوهش با یافتههای مطالعات گذشته سازگار است. ازجمله محدویت این پژوهش میتوان به محدودیت امکان بهکارگیری روش نمونهگیری بهشکل سرشماری اشاره کرد. بدینمنظور پس از بررسی ادبیات و پیشینة پژوهش، مدل مفهومی پژوهش شناسایی و با تحلیل دادههای میدانی و با روش مدلسازی معادلات ساختاری هدف پژوهش محقق شد.

پژوهش حاضر با هدف آزمون مدل شناسایی عوامل آسیبساز برندسازی درصنعت داروسازی کشور انجام شده است. در این پژوهش، کارکرد نابهینة برند را ناشی از زیرساختهای برند و زیرشاخة آن یعنی نبودِ سرمایهگذاری کافی بیان کرده است که با مؤلفة تخصیص نیافتن بهینة بودجه در بُعد ساختاری پژوهش حاضر سازگار است و نتایج بررسی آن در هردو پژوهش مورد تأیید قرار گرفته است. ضعف در ثبات مدیریتی بیشترین سهم را در نقش مؤلفههای آسیبساز برندسازی در صنعت داروسازی به خود اختصاص دادهاند و درنهایت در بُعد رفتاری مؤلفههای 1. نداشتن مهارتهای فردی مدیریتی و 2. نبودِ نگرش مثبت به برند نیز بهترتیب اثرگذارترین مؤلفههای آسیبساز برندسازی در صنعت داروسازی کشور قلمداد میشوند. همچنین نتایج مقادیر بارهای عاملی و مقادیر معناداری نشان میدهد هرسه بُعد از عوامل آسیبساز برندسازی (زمینهای و ساختاری و رفتاری) با کلیة مؤلفههای فرعی خود از همبستگی بالا و مثبتی برخودارند و نهتنها هیچیک از مؤلفهها از مدل کلی پژوهش حذف نمیشوند، مدل کلی پژوهش نیز از برازش مطلوبی بهرهمند و تأییدشدنی است. این مقدار برای کلیة مؤلفهها باید از نقطة برش 7/0 آنها بیشتر باشند. 3. ضعف در ثبات مدیریتی، 4. نامگذاری نامناسب برند و 5. تکراریبودن انتخاب نوع دارو: این مؤلفهها در پژوهش محمدیان و همکاران (1398) از اساسیترین آسیبهای برندسازی در صنعت داروسازی ایران اطلاق میشوند که نتایج آنها کاملاً همراستا و مطابق با نتایج آزمون این پژوهش بوده و پذیرش شده است.

نبودِ فضای فعال برندسازی همگی از موارد آسیبساز برندسازی درصنعت داروسازی است که در پژوهش محمدیان و همکاران (1398) مهمترین آسیبهای برندسازی در صنعت دارو شناسایی و بررسی شدهاند و نتایج همگی آنها کاملاً با نتایج آزمون این پژوهش همسوست و پذیرش شدهاند. در یک کلام صنعت داروسازی قبل از انقلاب، صنعتی کاملاً وابسته و در اختیار شرکتهای چند ملیتی بود. بهمنظور جلوگیری از خطای کادر درمانی پیشنهاد میشود سازمان غذا و داروی کشور با سختگیری در انجام پروتکل های اجرایی و همینطور الزام همکاری بیمارستانها با شرکتهای داروسازی در برگزاری دورهای جلسات آموزشی نسبت به شناسایی و یادآوری برند های دارویی مبادرت ورزند. 1. نبودِ نگرش مثبت به برند: در پژوهش کهیاری حقیقت و همکاران (1397) مؤلفههای الگوی افول برند در صنعت مواد غذایی در دو دستة عوامل سازمانی و محیطی شناسایی شده است که مؤلفة نگرش هزینهای به برند و نه سرمایهای که از عوامل سازمانی تأثیرگذار بر افول برند در صنعت مواد غذایی به شمار میرود، با مؤلفة نداشتن نگرش مثبت به برند در این پژوهش همسو بوده و نتایج بررسی آن در هردو پژوهش نیز مورد قبول ارزیابی شده است. هدف این پژوهش، آزمون مدل شناسایی عوامل آسیب ساز برندسازی در صنعت داروسازی ایران است. در خصوص مؤلفة آسیبساز پوشش نادرست بیمه به سازمانهای بیمهگر توصیه میشود تا حد توان، سقف پوشش بیمهای برای آن دسته از تولیدکنندگانی که دغدغة تولیدشان داروی باکیفیت و پاسخ به نیازهای واقعی جامعه است، معقولتر و بیش از حال حاضر در نظر گرفته شود و این حمایت ادامهدار باشد و اصولی به آن پرداخته شود.