در صنعت داروسازی دنیا حرف برای گفتن داریم – ایسنا

درزمینة مؤلفة آسیبساز نبودِ نگرش مثبت به برند به مخاطبان این امر پیشنهاد میشود تجربه زیستة شرکتهای موفق دارویی دراین زمینه را مدنظر قرار داده و با کمک دانش و علم روز برندسازی، آگاهی خود را افزایش دهند تا این نگرش به سمت مثبت معطوف شود. ضعف در ثبات مدیریتی بیشترین سهم را در نقش مؤلفههای آسیبساز برندسازی در صنعت داروسازی به خود اختصاص دادهاند و درنهایت در بُعد رفتاری مؤلفههای 1. نداشتن مهارتهای فردی مدیریتی و 2. نبودِ نگرش مثبت به برند نیز بهترتیب اثرگذارترین مؤلفههای آسیبساز برندسازی در صنعت داروسازی کشور قلمداد میشوند. 1. نبودِ نگرش مثبت به برند: در پژوهش کهیاری حقیقت و همکاران (1397) مؤلفههای الگوی افول برند در صنعت مواد غذایی در دو دستة عوامل سازمانی و محیطی شناسایی شده است که مؤلفة نگرش هزینهای به برند و نه سرمایهای که از عوامل سازمانی تأثیرگذار بر افول برند در صنعت مواد غذایی به شمار میرود، با مؤلفة نداشتن نگرش مثبت به برند در این پژوهش همسو بوده و نتایج بررسی آن در هردو پژوهش نیز مورد قبول ارزیابی شده است. به اعتقاد این فعال صنعت داروسازی، روش تأمین نقدینگی به این شیوه دارای ایرادات فراوانی است و باید راهکار اساسی برای حل آن اندیشیده شود تا پولی که به سازمان بیمه سلامت تخصیص مییابد، بدون مشکلی به کارخانجات داروسازی تزریق شود و فعالان صنعت داروسازی بتوانند ارز و مواد اولیه موردنیاز خود را تأمین کنند.

2. برگشت طولانی سرمایه: این مؤلفه همراستا با مؤلفة محدودیتهای نقدینگی شرکت و ازجمله شرایط مداخلهگر در برندسازی موفق در صنعت کاشی در پژوهش عزیزی و همکاران (1396) است که نتایج بررسی آن در موضوع هردو پژوهش تصدیق شده است. درخصوص رد یا پذیرش و مقایسه و تحلیل نتایج این پژوهش با تحقیقات گذشته، نخست مؤلفههای آسیبساز در بُعد ساختاری این پژوهش بررسی میشوند: 1. تشابه برند: در پژوهش عزیزی و همکاران (1396)مؤلفههای الگوی برند موفق در صنعت کاشی در قالب شرایط علّی، مداخلهگر و زمینهای شناسایی شدند که مؤلفة تقلیدپذیری زیاد در ویژگیهای ظاهری محصول (رنگ، طرح ، اندازه) ازجمله شرایط علّی اثرگذار بر برندسازی موفق برشمرده شده است و با مؤلفة تشابه برند در بُعد ساختاری پژوهش حاضر همخوان است. برای اینکه بدانیم شرکتهای داروسازی ایران چه عملکردهایی از خود در بازار دارویی ایران گذاشتهاند، باید یک سری پارامترهایی را مشخص کنیم تا از آن جنبه به مقایسه شرکت ها بپردازیم.

روش تحقیق مطالعه حاضر تحلیل محتوای کیفی، روش تحلیل داده ها تحلیل مضمون و ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیم ساخت یافته است. از جمله آن ها می توان به ترک خوردگی تنشی، خوردگی کلرید، خوردگی شکافی، خوردگی مناطق تحت تأثیر گرما و خوردگی جوش اشاره کرد. این کار توسط میکسر صورت می پذیرد. مدیران ایمنی این صنایع با توجه به سرعت پیشرفت که در ساخت و تولید مواد دارویی و پیچیده شدن مواد مصرفی وجود د دارد هرگز نمی توانند اجازه دهند گرد و غبار این ترکیبات از کنترل خارج شده و در محیط کار پخش شوند. 1. سیاستهای ناپایدار ارزی: این مؤلفه با پژوهش کهیاری حقیقت و همکاران (1397) همخوان است و ازجمله عوامل محیطی تأثیرگذار بر انحلال برند در صنعت مواد غذایی شناسایی و مطرح شده است که نتایج بررسی آن در هردو پژوهش مثبت و قابل قبول است. افزون بر این، مجازاتی سنگین و برخورد جدی برای قانونشکنان و سببسازان این شرایط در نظر گرفته شود و اسبابی امن به دور از هر مخاطرهای برای فعالان اقتصادی ازجمله تولیدکنندگان صنعت مهم دارو فراهم آورند.

از طرفی سررسید اوراقی که به برخی از تولیدکنندگان دارو دادهشده است به اول آذر 99 میرسد. او توضیح میدهد: بیش از 4700 میلیارد تومان از مطالبات صنعت داروسازی بهصورت اوراق به شرکتهای پخش دارویی دادهشده است و هیچ شرکت تولیدکننده دارویی حاضر نشده است تا بهجای طلب خود، این اوراق را دریافت کند. در این پژوهش، کارکرد نابهینة برند را ناشی از زیرساختهای برند و زیرشاخة آن یعنی نبودِ سرمایهگذاری کافی بیان کرده است که با مؤلفة تخصیص نیافتن بهینة بودجه در بُعد ساختاری پژوهش حاضر سازگار است و نتایج بررسی آن در هردو پژوهش مورد تأیید قرار گرفته است. در خصوص نبودِ فضای فعال برندسازی به دولت و نهادهای مرتبط با آن پیشنهاد میشود بسترهای لازم برای حضور بخش خصوصی یعنی واگذاری شرکتهای شبهدولتی به بخش خصوصی بیش از پیش فراهم آید؛ بهطوریکه سیل سرمایهگذاریهای ریسکپذیر و هدایتشده در جهت تحقیق و توسعه و تولید داروهای جدید سرازیر شود و شاهد رونق داروهای برند داخل و مزایایی حاصل از آن باشیم. در سال 2012، آنها به جستوجوی تمام مطالعات مرتبط پرداختند و در نهایت 18 مطالعه را وارد کردند. برای رفع آسیبهای برندسازی بر اثر نبودِ مهارتهای فردی مدیریتی به صاحبان اصلی شرکتهای داروسازی پیشنهاد میشود در جذب و انتخاب منصبهای کلیدی شرکت، مدیران مسئولیتپذیر و دارای توانمندیهای فردی و تجربه و مهارت مرتبط با برندسازی و بازاریابی را در اولویت بگذارند.