ارائه چارچوبی برای اتحادهای استراتژیک تحقیق و توسعه در صنایع داروسازی

گفتنی است بنابه شرایط و ویژگیهای خاصی که صنعت داروسازی نسبت به سایر صنایع دارد و بهوضوح در پیشنة پژوهش نیز به آن پرداخته شده است، برخی از مؤلفههای آسیبساز برندسازی بهخصوص در بعد زمینهای این پژوهش مختص این صنعت بوده و با پژوهش محمدیان و همکاران (1398) منطبق بوده است و در پایان، میتوان گفت نتایج آزمون یافتههای این پژوهش با یافتههای مطالعات گذشته سازگار است. در این پژوهش، کارکرد نابهینة برند را ناشی از زیرساختهای برند و زیرشاخة آن یعنی نبودِ سرمایهگذاری کافی بیان کرده است که با مؤلفة تخصیص نیافتن بهینة بودجه در بُعد ساختاری پژوهش حاضر سازگار است و نتایج بررسی آن در هردو پژوهش مورد تأیید قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف آزمون مدل شناسایی عوامل آسیبساز برندسازی درصنعت داروسازی کشور انجام شده است. بهمنظور جلوگیری از خطای کادر درمانی پیشنهاد میشود سازمان غذا و داروی کشور با سختگیری در انجام پروتکل های اجرایی و همینطور الزام همکاری بیمارستانها با شرکتهای داروسازی در برگزاری دورهای جلسات آموزشی نسبت به شناسایی و یادآوری برند های دارویی مبادرت ورزند. در صنعت داروسازی جاهایی که از استیل ضد زنگ استفاده می شود اساسا مواردی است که متخصصان به فلزی نیاز دارند که از مقاومت در برابر خوردگی بسیار بالایی برخوردار باشد و همچنین به سادگی دچار آسیب دیدگی و خرابی نشود.

دستگاه های کارواش صنعتی راندمان بسیار بالایی در فرآیند شستشوی مخازن و سایر سطوح بخشهای مختلف کارخانه صنایع داروسازی دارند. در یک کلام صنعت داروسازی قبل از انقلاب، صنعتی کاملاً وابسته و در اختیار شرکتهای چند ملیتی بود. ولی به طور تجربی دریافت که کدامیک از دیگری بهتر است و بدین وسیله دانستهها و آموختههای خود را در اختیار دیگران استفاده نمود. 1. نبودِ نگرش مثبت به برند: در پژوهش کهیاری حقیقت و همکاران (1397) مؤلفههای الگوی افول برند در صنعت مواد غذایی در دو دستة عوامل سازمانی و محیطی شناسایی شده است که مؤلفة نگرش هزینهای به برند و نه سرمایهای که از عوامل سازمانی تأثیرگذار بر افول برند در صنعت مواد غذایی به شمار میرود، با مؤلفة نداشتن نگرش مثبت به برند در این پژوهش همسو بوده و نتایج بررسی آن در هردو پژوهش نیز مورد قبول ارزیابی شده است. 2. مؤلفة نداشتن مهارتهای فردی مدیریتی: در پژوهش موسوی و همکاران (1398) مؤلفة صلاحیت علمی مدیران که یکی از پیشرانهای مؤثر در برندسازی محصولات صنعتی است، با مؤلفة نبودِ مهارتهای فردی مدیریتی این پژوهش هماهنگی داشته و نتایج آزمون آن در هردو پژوهش تأیید و پذیرش شده است.

در جدول3 حروف A تا Q علائم اختصاری مؤلفههای عملیاتی 17گانة پژوهش (بهترتیب شامل: نداشتن مهارتهای فردی مدیریتی، نبودِ نگرش مثبت به برند، پوشش نادرست بیمه، رقابت ناسالم و غیرعادلانه، برگشت طو لانی سرمایه، نبود فضای مطلوب تبلیغ دارو، قیمتگذاری دستوری دارو، سیاستهای ناپایدار ارزی، فرایند نامناسب ثبت برند، نبودِ فضای فعال برندسازی، خطای کادر درمانی، پذیرش پزشک به تجویز داروی خارجی، تشابه برند، نامگذاری نامناسب برند، مقاومت و تخصیصنیافتن بهینة بودجه ، ضعف در ثبات مدیریتی، تکراری و غیرهوشمندانهبودن انتخاب نوع دارو) هستند که سه مؤلفة اصلی زمینهای، ساختاری و رفتاری را اندازهگیری میکنند. از طرفی، در راستای ایجاد و تقویت جنبههای ناملموس برند بهسرعت فعالیتهای بازاریابی مناسب با آن به کار گرفته شود. یکی از اهداف ما این بوده که روی مواد موثرهای کار کنیم که دانش پیچیده دارد. هر چه این پروتکل ها پیشتر رفته و پیچیده تر می شوند الزام استفاده از آلیاژهای با کارایی بالا خود را بیشتر نشان می دهد. در آزمون تحلیل عاملی تأییدی نتایج بهصورت مقادیری مربوط به بارهای عاملی نشان داده میشود که نشاندهندة شدت تأثیر متغیرها و دیگری مقادیر مربوط به معناداری (t) که نشاندهندة معناداری مسیرهای موجود در مدل است. برای اینکه بدانیم شرکتهای داروسازی ایران چه عملکردهایی از خود در بازار دارویی ایران گذاشتهاند، باید یک سری پارامترهایی را مشخص کنیم تا از آن جنبه به مقایسه شرکت ها بپردازیم.

مثلا در داروهایی با اشکال متفاوت (آمپول و قرص وکپسول) توصیه ما این است که بیمار تا حد امکان داروی خوراکی را مصرف کند. در خصوص مؤلفة آسیبساز پوشش نادرست بیمه به سازمانهای بیمهگر توصیه میشود تا حد توان، سقف پوشش بیمهای برای آن دسته از تولیدکنندگانی که دغدغة تولیدشان داروی باکیفیت و پاسخ به نیازهای واقعی جامعه است، معقولتر و بیش از حال حاضر در نظر گرفته شود و این حمایت ادامهدار باشد و اصولی به آن پرداخته شود. درخصوص رد یا پذیرش و مقایسه و تحلیل نتایج این پژوهش با تحقیقات گذشته، نخست مؤلفههای آسیبساز در بُعد ساختاری این پژوهش بررسی میشوند: 1. تشابه برند: در پژوهش عزیزی و همکاران (1396)مؤلفههای الگوی برند موفق در صنعت کاشی در قالب شرایط علّی، مداخلهگر و زمینهای شناسایی شدند که مؤلفة تقلیدپذیری زیاد در ویژگیهای ظاهری محصول (رنگ، طرح ، اندازه) ازجمله شرایط علّی اثرگذار بر برندسازی موفق برشمرده شده است و با مؤلفة تشابه برند در بُعد ساختاری پژوهش حاضر همخوان است. نتایج نشان میدهد؛مدیران صنایع داروسازی میتوانند از طریق ایجاد یا بهره گیری از قابلیت ها و تقویت توانمند سازها، ضمن کاهش عواملی که شرکتها را مستعد اختلال می نمایند، تاب آوری لازم در مواجهه با آنها را کسب نمایند.